حوّا ازگوشت تن آدم ساخته شده است یا آدم او را زائيده است؟

خداوند همه جا يک درجه، زنان را بدليل اين که زن هستند برتري مي دهد زيرا رابطه زن با خدا بيشتر است و زنان بيشتر مايه آرامش و آسايشند و هم اينکه عواطف و محبتشان از مردان دقيق ترو لطيف تراست. خداوند در ارتباط با فرزندان، حقوق مادران را بر فرزندان بيشتر از حقوق پدران قرار داده و بيشتر فرزندان را به حقّ مادران سفارش مي کند تا پدران. زيرا زنان هم در توليد اصالت دارند هم در حرکت. اصالت زنان در توليد اين است که هسته مرکزي وجود انسان که نفس و روح ناميده مي شود ازوجود زن گرفته مي شود نه مَرد، يعني آن هسته مرکزي که رشد مي کند بصورت دختر يا پسر، زنده مي شود ازوجود زن گرفته مي شود. روحي هم که بچه را در رحم زنده مي کند و بچه حيات حيواني پيدا مي کند ازروح زن گرفته مي شود. مواد و املاحي هم که تشکيل دهنده بدن بچه است از مواد و املاح بدن زن گرفته مي شود. نطفه مردان در رحم زن، عامل پرورش است مانند آب که بذر گياه را در زمين پرورش مي دهد و مي روياند. لذا روز قيامت حديث داريم که انسان را به اسم مادر صدا مي زنند نه به اسم پدر. همچنين خداوند در قرآن در سوره نساء مي فرمايد: ما انسان را از نفس واحده آفريديم و از همان نفس واحده جفت او را خلق کرديم. مي گويد: از آن نفس واحده زوج او را خلق کرديم. نمي گويد زوجة او را خلق کرديم. البته نفس واحده در اين آيه به معناي آدم يا حوا نيست بلکه به معناي هسته مرکزي وجود انسان است، يعني آن مرکز خاطرات و انبار معلومات، مرکز پيدايش اراده و تصميم يعني همان هسته مرکزي که خودت را خود مي داني و مي گوئي من خودم، و تمام اجزاء و اعضاي بدن را به آن اضافه مي کني مي گوئي سرمن، تن من، دست و پاي من، خون من، روح من. اين من که همه چيز به آن اضافه مي شود نفس ناميده مي شود که دروجود زن و مرد مشترک است. اگر اين نفس واحده به معناي آدم باشد معنايش اين است که حوا از تن آدم ساخته شده باشد و اگر نفس واحده به معناي حوا باشد معنايش اين است که حوا آدم را زائيده باشدو اين هردو غلط است. نه حوا ازگوشت تن آدم ساخته شده است و نه حوا آدم را زائيده است بلکه نفس واحده آن خميري است که دررحم به صورت مرد يا زن ساخته مي شود. وليکن آن هسته مرکزي در وجود زن است نه مرد، زيرا خدا مي فرمايد: از آن هسته مرکزي، زوج حوا را آفريدم، نمي گويد زوجه آدم را آفريدم. اگر مي گفت از آن نفس واحده، حوا را آفريدم معلوم بود جنسيت نفس، مذکر بود که از آن مؤنث را آفريد وليکن مي گويد ازآن نفس، شوهر حوا را آفريدم. پس جنسيت نفس مؤنث بوده و اتفاقا کلمه نفس مؤنث ذکر مي شود. از اين لطائف استفاده مي شود که زن در توليد، اصل است و اصالت دارد. روي اين حساب مي گوئيم که زنان هم در توليد و هم در تکامل حرکت، اصلند. در توليد، آنها مبداء پيدايش زنان و مردان هستند و در حرکت بسوي زندگي، هم اصلند و هم مقصدند. همه انسانها به فکر اين هستند که خود را به زندگي کامل که در رأس آن زن است برسانند. پس دين اسلام اصل و فرع زندگي را در گوهر موجوديت زنان مي داند، اين ارزش واقعي زن است که خداوند آنها را اصل شناخته. در ميان چهارده معصوم هم مشاهده مي کنيم که حضرت زهرا (س) بعنوان اصل و کوثر و به عنوان مادر امامت با برکت شناخته شده اند. ايشان کوثر حياتند و شوهرشان ساقي آن کوثر. (تفسیر سوره تحریم)