چطور مي شود بشريت‌ تا اين‌ اندازه‌ كند فهم‌ و كند ذهن‌ باشد كهاين‌ همه‌ بلاها را ببيند و بازهم‌ ايمان‌ به‌ خدا نياورد؟ آيا عدم‌ ايمان‌ و يا عدم‌ درك‌ قدرت‌ خدا مربوط‌ به كندفهمي‌ انسان ها است كه‌ ‌ نمي توانند حوادث‌ را به خدا مربوط‌ كنند و به خدا ايمانبياورند؟ جواب‌‌ اين‌ است‌ كه فهم‌ ايمانيكه‌ در اثر آن‌ بتوانند به خدا پناهنده‌ شوند در صورتيپيدا مي شود كهپس‌از ابلاغ‌ فرمان‌ الهي‌ و رؤيت‌ عظمت‌ و قدرت‌ خدا خودرائي‌ خود را كنار گذاشته‌ به خدا پناهنده‌ شوند. به محض‌ اين كه‌ در دل‌ آنها تقاضا و تمنائي‌ به خدا و قبول‌ دعوت‌ او پيدا شود خداوند به ‌آنها توفيقمي دهد كهايمان‌ به‌ او بياورند و در اطاعت‌ پيغمبرانقرارگيرند وليكنپيدايشايمان‌ به‌ خدا به ميزانيكه‌ بتوانند از دنيا بگذرند و از مرگ‌ نهراسند و با فرعون‌ زمان‌ مبارزه‌ كنند بسيار مشكل‌ است‌ و همه‌ جا در اكثريت‌ مردم‌ حبّ‌ حيات‌ بر ايمان‌ و محبت‌ خدا غالب‌ مي شود و انسان ها اگر در نهاد خود و درون‌ خود كششي‌ نسبت‌ به قبول‌ خدا پيدا كنند آن‌ كشش‌ و جاذبه‌ مغلوب‌ حب‌ّ حياتمي شود و باز هم‌ در دايرهحاكميت‌ طاغوت ها باقيمي مانند. در تقديرخدا واجب‌ مي شود درآن‌ دايره‌ ضربه‌ ببينند و مصيبت ها را تحمل‌ كنند تا جائي كهشايد حياتدنيائي‌ خود را كه‌ بر محبت‌ خدا و ايمان‌ به ‌او غلبه‌ پيدا كرده‌ است‌ از دست‌ بدهند زيرا لازم‌ است‌ بت هائي كهمايهشرك‌ به خدا بوده‌ شكسته‌ شود و از بين‌ برود و انسان ها در دايره‌ محبت‌ و علاقه‌ به خدا آزاد شوند. شايد سدها شكسته‌ شود و بتوانند قدمي‌ به سوي‌ خدا بردارند. اين‌ بت ها كهبزرگترينشان‌ حبّ‌ نفس‌ و حبّ‌ حيات‌ است‌ فقط‌ با مرگ‌ و هلاكت،‌ آن هم‌ در دايرهحاكميت‌ طاغوت ها شكستهمي شود. با اين‌ حساب‌ ممكن‌ است‌ بگوئيمكه‌ انسان ها با شنيدن‌ دعوت‌ خدا و ديدن‌ معجزات‌ خواهينخواهي‌ در قلب‌ آنها عشق‌ و علاقه اي‌ نسبت‌ به خدا و قبول‌ حق‌ پيدا مي شود وليكن‌ از نظر اين كه‌ آن‌ عشق‌ و علاقه‌ مغلوب‌ حب‌ّ نفس‌ و حبّ‌ حيات ‌است‌ قدرت‌ مبارزه‌ به ميزاني كه‌ بتوانند از خودي‌ خود در راه‌ خدا بگذرند پيدا نمي ‌شود. به همين‌ مناسبت‌ خداوند بت ها را در دايرهحاكمیت‌ طاغوت ها ميشكند و شايد آن‌ كمترين‌ محبت‌ و علاقه ‌ايكه ‌به خدا پيدا كردهاند در زندگي‌ آخرت‌ براي‌ آنها نافع‌ و مفيد باشد.  چه‌ خوب است‌ ضربه ‌اي  بر انساني كه‌ مغلوب‌ حبّ‌ نفس‌ و حبّ‌ جاه‌ و مقام‌ است‌ وارد شود و در نتيجهايمان‌ و علاقه ‌او در دايرهحب‌ّ نفس‌ آزاد گردد. خداوندمتعال‌ در تقدير حكيمانه‌ خود گاهيبرايبعضي‌ انسان ها عذاب‌ انتقامي‌ نابود كننده‌ مانند سيل‌ و زلزله‌ و حوادث‌ ديگر مقدر مي كند و انسان هاي‌ مبتلا به‌ آن‌ عذاب ها شايد در دايره‌ آن‌ عذاب ها جرقه‌ اميدي‌ در دل‌ آنها روشن‌ گردد و همان‌ جرقه‌ اميد نافع‌ به حال‌ آنها در زندگي‌ آخرت‌ خواهد بود، چه‌ اين كهخواهينخواهي‌ عذاب ها و مصيبت ها و مخصوصا آنگاه‌ كهغير طبيعي‌ و از نوع‌ معجزات‌ باشد نافع‌ به حال‌ انسان‌ خواهد بود. (شرح دعای سمات)