راه کسب ریاست و سیادت طبیعی

رياست‌ و حاكميت‌ طبيعي‌ از طريق‌ خدمت‌ و فايده‌ رساني‌ به‌ ديگران‌ و احياي‌ زندگي‌ آنها قابل‌ ظهور و قابل‌ تصور است.‌ مقام هائي‌ كه‌ با اعمال‌ زور و قدرت‌ بوجود مي ‌آيد يا از مسير بذل‌ و بخشش‌ مال‌ و ثروت‌ يا از مسير شهرت و امثال‌ آنها پيدا مي‌ شود چندان‌ مطلوب‌ خدا و اولياء خدا نيست‌ و از نظر قضاوت‌ علم،‌ يك‌ رياست‌ وسيادت‌ طبيعي‌ به‌ حساب‌ نمي‌ آيد. حديث‌ از رسول‌ خدا رسيده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ از ايشان‌ سئوال‌ كردند چه‌ كسي‌ سيّد و آقاي‌ انسانها به‌ حساب‌ مي ‌آيد يا چه‌ كسي‌ اين‌ لياقت‌ را دارد كه‌ بزرگ‌ مردم‌ شناخته‌ شود ايشان‌ جواب‌ دادند و فرمودند: سيد القوم‌ خادمهم‌. همان‌ كسي‌ رياست‌ طبيعي‌ و انساني‌ پيدا مي ‌كند كه‌ بهتر و بيشتر به‌ مردم‌ خدمت‌ كند و يا حديث‌ مشهور ديگر كه‌ فرمودند: الانسان‌ عبيدالاحسان‌. يعني‌ انسانها برده‌ و بنده‌ احسان‌ كنندگان‌ هستند. هر كسي‌ بيشتر و بهتر به‌ مردم‌ خدمت‌ مي‌ كند و به‌ آنها احسان‌ مي‌ نمايد بهتر و بيشتر مردم‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌ كند. مشهور است‌ كه‌ روزي‌ مولا عليه‌ السلام‌ برده‌ فروشي‌ را مشاهده‌ كرد كه‌ حدود صدنفر از بردگان‌ زن‌ و مرد را به‌ يك‌ طناب‌ بسته‌ و آنها را كنار ديوار به‌ پا داشته‌ است‌ دنبال‌ مشتري‌ مي‌ گردد تا آنها را بفروشد. اين‌ منظره‌ كه‌ انسانها چرا اينطور اسير و برده‌ باشند و يا يكديگر را به‌ بردگي‌ و اسارت‌ درآورند حضرت‌ را ناراحت‌ كرد. به‌ برده‌ فروش‌ فرمود آيا تو خبر داري‌ كه‌ اگر به‌ اين‌ بردگان‌ احسان‌ كني‌ و ضمن‌ محبت‌ آنها را آزاد نمائي‌ چقدر محبوبيت‌ در نظر آنها پيدا مي‌ كني‌ الان‌ هر يك‌ از اين‌ بردگان‌ به‌ فكر اين‌ هستند فرصتي‌ بدست‌ آورند بر تو بتازند و تو را از بين‌ ببرند و خود را آزاد كنند وليكن‌ تو به‌ خاطر طمع‌ دنيائي‌ آنها را به‌ اسارت‌ خود درآورده ‌اي.‌ اگر مي‌ خواهي‌ آقاي‌ آنها باشي‌ و بدون‌ اين كه‌ برده‌ باشند به‌ تو خدمت‌ كنند آنها را آزاد كن‌ و هر يك‌ را در زندگي‌ مجهز نما. در اين‌ رابطه‌ فرمودند: الانسان‌ عبيدالاحسان‌. يعني‌ انسان‌ فقط‌ با احسان،‌ برده‌ و بنده‌ انسان‌ مي‌شود نه‌ با زور و قلدري‌. از اين‌ جهت‌ انبياء و اولياء، راه‌ خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا را اتخاذ نمودند و سعي‌ كردند هر كدام‌ بهتر و بيشتر به‌ بندگان‌ خدا خدمت‌ كنند. آنها را از اسارت‌ جهل‌ و يا اسارت‌ ظالمان‌ و قلدران‌ آزاد نمايند در نتيجه‌ يك‌ رياست‌ و سيادت‌ طبيعي‌ و انساني‌ برپايه‌ محبوبيت‌ در دنيا و آخرت‌ براي‌ آنها فراهم‌ مي‌ شود كه‌ هرگز فنا و نابودي‌ پيدا نمي‌ كند. وليكن‌ رياست ‌هاي‌ از مسير اعمال‌ زور و قدرت‌ يا از مسير جهل‌ و استثمار داوم‌ بقائي‌ ندارد. به‌ محض‌ اين كه‌ سايه‌ شوم‌ زور و قدرت‌ و يا جهل‌ و ناداني‌ از آنها برداشته‌ شود بر آقا و رئيس‌ خود مي ‌تازند و او را از بين‌ مي‌ برند. لذا اين‌ راه‌ را انبياء و اولياء انتخاب‌ كردند هر يك‌ از آنها به‌ مقامي‌ رسيدند و امت‌ عظيمي‌ در پناه‌ خدمت‌ خود بوجود آوردند كه‌ تا ابد و در دنيا و آخرت‌ براي‌ آنها ادامه‌ دارد. پس‌ هر پيغمبري‌ و هر امامي‌ و هر ولّي  اي‌ از اولياء خدا به‌ ميزان‌ خدمات‌ موثري‌ كه‌ انجام‌ داده‌ است‌ رياست‌ و سيادت‌ پيدا مي‌ كند تا ببينيم‌ و مشاهده‌ كنيم‌ كداميك‌ از آنها بهتر و بيشتر فداكاري‌ نموده‌ و گذشت‌ كرده ‌اند و گذشت‌ و فداكاري‌ آنها بيشتر و زيادتر در تربيت‌ مردم‌ و آزادي‌ آنها موثر بوده‌ است‌. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)