راه مستقیم فقط یکی است.

 راه به سوي مقصد امن و عدالت و رفاه و آسايش، و زندگي ابدي و آن چه انسان از خود و طبيعت مي خواهد فقط يك راه بيشتر نيست. راه هاي به سوي سعادت مانند راه از شهر به شهر و يا از مملكتي به مملكت ديگر است. همان طور كه از نقطه حركت در كره زمين به منتها و مقصد، يك راه  بيشتر پيدا نمي شود، از نقطه حركت و فعاليت به سوي سعادت و خوشبختي دائمي هم يك راه راست بيشتر پيدا نمي شود و اين يك راه بر همه انسانها مجهول است و فقط بر آن كسي معلوم است كه جهان و انسان را آفريده. شاهد اين مدعا همين است كه بشريت در روي كره زمين  با اين كه هزاران سال زندگي كرده و فعاليت نموده، به مقاصد واقعي خود نرسيده است و پيش از وصول به اميد و آرزوي خود از دنيا رفته اند. اگر مقاصد واقعي همه افراد بشر را در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوييم هر انسانـي به فكر اين است كه رقم رنج و زحمت و مشقت و مصيبت ها را به صفر برساند و رقم موفقيت خود را تا بي نهايت با لا برد و در زندگي ، گمـشده و كمبودي نداشته باشد. در راه اين هدف ، مرگ و مرض و پيري و عجز و ناتواني و همه اين قصور و تقصير ها و افـراط  و تفريط ها و جنگ و جدال ها غير منطقي است زيرا همه اين حوادث خلاف ميل انسان واقع مي شود و زندگي او  را تهديد مي كند. هزاران سال است كه بشر در زندگي خود با اين حوادث مبارزه مي كند و هنوز در حد صفر است. حتي با اين همه مبارزه نتوانسته يك روز و چند سال و چند ماهي بر عمر طبيعي خود اضافه كند و يا دوره جواني خود را  لااقل  چند سال طولاني تر كند تا بهره بيشتري ببرد. چرا انسان ها به آرزوي خود نرسيده اند و راه موفقيت بر آنها بسته است؟ براي اين كه راه به سوي اين مقصد فقط يكي است و آن را فقط خدا مي داند كه انسان را آفريده. در تعريف صراط مستقيم ، يعني همان راهي كه انسان را به آرزوها مي رساند و مصيبت ها را برطرف مي كند گفته اند: راهي ا ست  از موي باريكتر و از شمشير برنده تر. معناي چنين تعريفي اين است كه كسي نمي تواند اين راه را بداند زيرا از موي  باريكتر است و  اگر هم بداند نمي تواند برروي آن راه برود زيرا از شمشير برنده تر است. فقـط يك وسيله براي موفقيت وجود دارد كه آن وسيله  تسليم خدا شدن و كارها را به زعيم الهي و آسماني واگذار كردن است. زيرا بشر قهرا در انتخاب خود به اشتباه مي رود و به همين دليل تا امروز هيچ كس نتوانسته به آرزوي خود برسد. نقشه جنگي خدا با كفار و دشمنان دين همين است كه آنها را در مسير كار و كوشش و وصول به هدف و مقصد به خود واگذار كند. كتاب و دين و هدايت و همه تعليمات و توفيقات را از اختيارآنها خارج مي كند و آنها كه از جانب خدا واگذار شده اند قهرا در جهت انحراف و راه ضلالت فعاليت مي كنند و از اين فعاليت سودي به جز مصيبت و مرگ و مرض و جنگ و جدال و بالاخره نابودي كامل نمي برند. لذا نابودي كفار در همان مسير قدرت و فعا ليت آنهاست. زماني كه به اوج قدرت مي رسند صد در صد مشرف به هلاكت و نابودي مي شوند. بـعد از وصول به هلاكت ممكن است براي بسياري از آنها حالت ندامت و  توبه بوجود آيد و  به سوي خدا برگردند و بسياري از آنها هم به ا عمال كفرآميز خود ادامه مي دهند تا به استيصال و نابودي كامل برسند. (تفسیر سوره طارق)