پاسخ خداوند به کسانی که می گویند انجام اعمالی چون عبادات خرافات است چیست؟

اکثريت انسان‌هایی كه جاهل و نادان هستند خيال می‌كنند اين حركات و سكنات به صورت دعا و عبادت مانند نماز و زيارت خانه خدا حركاتي بي خاصيت و بي فايده است. اين حركات بيخاصيت و بيفايده را خرافات می‌نامند و می‌گويند چه فايده از اين خم و راست شدن! يا چه فايده از اين گرسنگی‌ ها به نام روزه! و يا انفاقات به نام خمس و زكات، يا طواف دور خانه اي كه از سنگ و كلوخ است! خانه هاي خود ما که بهتر و زيباتر است. از اين جهت كه فوائد آن را درك نمی‌كنند می‌گويند خرافات است وليكن خبر ندارند كه اين حركات و خدمات به عنوان اطاعت خدا، خاصيت روحي و فكري به وجود می‌آورد. كساني كه اين حركات را تمرين می‌كنند داراي روح ايمان می‌شوند، نيروي عقل در آن‌ها پرورش پيدا می‌كند و به اصطلاح زمان، شارژ روحي دارند. اين روحي كه منشأ حيات و حركت است و اين همه ارزش به وجود می‌آورد، كه اگر نباشد انسان مرده است و اگر باشد اين همه عظمت در عالم پيدا می‌كند، اين روح مانند روزی ‌ها و ثروت ‌ها كم و زياد دارد و شدت و ضعف پيدا می‌كند. روح ضعيف مانند حشرات و حيوانات و يا كودكان، و روح قوي مانند انسان‌های نيرومند و قدرتمند. خداوند از بودجۀ رحمتِ رحمانيت به تمامي انسان‌های كافر و مؤمن روح حيات و حركت داده است كه با اين روح می‌توانند زندگي كنند و دنياي خود را آباد سازند. ارزش روح حيات و حركت به همين ميزان است كه انسان‌ها به زندگي دنيايي خودشان آگاه مي‌شوند و مي‌توانند اين زندگي دنيايي را بگردانند و بچرخانند و براي خود وسائل زندگي بسازند. روحي است كه زندگي انسان و حيات او را از تولد تا مرگ به انسان نمايش می‌دهد. وسعت روحِ حیات و حركت به همين ميزان است كه انسان به زمان زندگي بين تولد و مرگ و يا به مكان زندگي كه همين كره زمين است آشنا می‌شود و می‌تواند از اين زمان و مكان استفاده كند، وليكن ما قبل تولد او چه بوده از ابتداي تاريخ و ما بعد مرگ چه چيزي هست، كه عالم آخرت باشد؛ از این مسائل خبر ندارد. همانطور كه بدن يك انسان در كائنات و عوالم خدا يك نقطه صفري به حساب می‌آيد و ارزشي ندارد، مدت عمر انسان هم در برابر كائنات، صفري در برابر بينهايت اعداد است و ارزشي ندارد. وليكن مؤمنين كساني هستند كه در اثر اطاعت و عبادت ولتاژ روحشان بالا می‌رود، زندگي را بي‌نهايت وسيع ‌تر و زيباتر از اين زندگي دنيا می ‌بينند و می ‌دانند، زندگي خود را بعد از مرگ هم كه آخرت ناميده می‌شود تا ابد می‌دانند. مكان زندگي را هم تا انتهاي كائنات كه هفت آسمان و زمين خارج از فضاي ستارگان است می‌بينند، گذشته ‌ها و آدم‌هاي گذشته را هم كه از ابتداي خلقت بوده ‌اند و به تكامل رسيده و وارد بهشت خود شده‌ اند می‌ بينند و می‌دانند. روح كافر مانند چراغي است كه فقط داخل يك اطاق را روشن می‌كند وليكن روح مؤمن مانند خورشيدي است كه همه كائنات را می‌بيند و می‌داند و خط زندگي خود را تا ابد می‌شناسد. پس روح كه اين همه ارزش دارد به مراتب تقسيم می‌شود و قابل تضعيف و تقويت است، روح ضعيف مانند روح حيوانات و حشرات و روح قوي مانند روح انبياء و اولياء. روح ابتدائي كه از بودجۀ رحمانيت است براي اداره زندگي دنيا به همه كس يكسان و يكنواخت داده شده اما بيشتر و بالاتر از اين روح دنيايي، روح عقل و ايمان است كه يك واحد از آن روح ميلياردها برابر روح دنيايي ارزش دارد و انسان را به همه كائنات وصل می‌كند اين روح ايمان از بودجۀ رحيميت است كه در برابر اطاعت و عبادت به انسان داده می‌شود. انسان‌هايي كه نماز می‌خوانند و يا ساير عبادت‌ها را تمرين و تكرار می‌كنند از هر حركتي به صورت عبادت يك بهره روحي پيدا می‌كنند درست مانند باطري كه وقتي به برق متصل می‌شود شارژ می‌شود و يك ماشين بزرگ را به راه می‌اندازد. عبادت‌ها و دعاها نیز انسان را به خدا وصل می‌كند و با اين اتصال، فيض الهي كه عقل و ايمان شناخته شده در وجود انسان قرار می‌گیرد. مثلاً دو نفر براي شستشو به حمام می‌روند يكي به عنوان غسل خود را شستشو مي‌دهد و ديگري به عنوان نظافت و پاكيزگي. آب هم از بودجۀ رحمانيت خداوند متعال است كه به هر دو نفر يكسان و يكنواخت داده شده است. اين دو نفر از نظر نظافت بدن مانند يكديگر هستند و با هم تفاوت ندارند وليكن از نظر شارژ روحي با هم تفاوت پيدا مي‌كنند. زن و مردي كه غسل کرده ‌اند، اطاعت خدا كرده و زن و مردي كه خود را شسته ‌اند، اطاعت خدا نكرده اند. آن‌ها كه وضو می‌گيرند يا غسل می‌كنند همراه نظافت ظاهري طهارت باطني هم پيدا می‌كنند. براساس طهارت باطني از نجاسات و كثافات متنفرند و از گناه و معصيت هم كه آلودگي روحي دارد پاك می‌شوند و از گناه و معصيت بدشان می‌آيد. اين تنفرِ طبع از گناه و معصيت و از ظلم و ستم بعلاوه عشق و علاقه اي كه به خدا و بندگان خدا پيدا می‌كنند مربوط به همان تقويت روح ايمان است كه در برابر اطاعت خدا به دست آورده ‌اند. خدا را چنانكه هست می‌شناسند، حكمت زندگي را می‌دانند و زندگي آخرت را مانند زندگي دنيا می‌بينند و می‌دانند. اگر از نظر روحانيت، آن‌ها را با كافرها مقايسه كنيد مانند خورشيدي در مقابل شمع هستند. اين همه خداوند در دنيا نشان و مدال افتخار به آن‌ها می‌دهد و در آخرت هم روح حيات آدم و عالم كه همان فرشته ‌ها هستند مسخّر آن‌ها می‌شوند و در اطاعت آن‌ها هستند. پس روح ايمان و محبت به خدا از بودجۀ رحيميت خدا به انسان می‌رسد که ثواب اطاعت و عبادت است؛ براساس اين سرمايۀ ايماني، ورود به زندگي آخرت براي آن‌ها آسان است و بهشت موعود خدا مفت و مجاني در اختيارشان قرار می‌گيرد. (تفسیر سوره حشر)