تفسير جمله‌ لا حول‌ و لا قوه‌ الا بالله‌ 

اين‌ جمله‌ در مياندعاها و در مياناذكار خدا بهترينذكر شناخته‌ شده‌ است‌. ثواب‌ آن‌ هم‌ خيليزياد است‌. تا جائيكه‌ معروف‌ است‌ پيغمبر اكرم‌ به‌ يكي‌ از اصحابش‌ فرمودند برو از زبان‌ من‌ در ميان‌ مردم‌ بگو هر كسبگويد لا حول‌ و لا قوه‌ الا بالله‌ العليالعظيم‌ به‌ بركتهمينكلمه‌ مستحق‌ بهشت‌ مي ‌شود. از طرفي‌ مسلم‌ است‌ كهسرمايه‌ ورود به‌ بهشت،‌ معرفت‌ و ادراكات‌ است‌. انسان‌ به‌ همان‌ ميزانيكه‌ معرفت‌ و ادراكاتپيدا ميكند، چيزي‌ را مي ‌فهمد و مي‌ داند، همان‌ فهم‌ و دانائي،‌ بهشت‌ است‌ و يا سرمايه‌ ورود به‌ بهشت‌ است‌. زيرا بخشش هاي‌ خداوند متعال‌ چه‌ مادي‌ باشد و چه‌ معنوي‌ از مسير علم‌ و ادراكات‌ به‌ انسان‌ مي‌ رسد. وقتي‌ انسان‌ اينكلمه‌ را بگويد و همراه‌ گفتن‌ اينكلمه‌ و يا بعد از گفتن‌ اينكلمهيكچنين‌ علم‌ و ادراكيپيدا كند كه‌ هر نوع‌ حادثه‌ اي‌و يا هر نوع‌ حركتي‌ به‌ اراده‌ خدا و به‌ اذن‌ خدا قابل‌ وقوع‌ است‌، همينتفكر، سرمايه‌ بهشت‌ است‌. وليكنمعنايواقعياينكلمهچنين‌ است‌ كه‌ هر نوع‌ حركتي‌ به‌ سويماديات‌ و يا معنويات‌ خواه‌ حركتتكاملي‌ باشد مانند رشد انسان‌ و رسيدن‌ به‌ عقل‌ و شعور و يا حركتانتقالي‌ باشد مانند انتقال‌ از مكاني‌ به‌ مكانديگر اين‌ هر دو نوع‌ حركت‌، دو سرمايه‌ لازم‌ دارد. سرمايه‌ اول‌ نيروئي‌ است‌ كه‌ با آن‌ نيرو موجود متحرك‌ بتواند حركتكند. زيرا مواد عالم‌ و يا مشتقات‌ آن‌ حركتذاتي‌ ندارند، بلكهحركت‌ از نيروئيپيدا مي ‌شود كه‌ به‌ آنها تعلق‌ ميگيرد. وقتينيروئي‌ در دل‌ ماده ‌اي‌ و يا جسميتمركز پيدا كند آن‌ ماده،‌ متحركمي‌ شود، مي ‌تواند از جائي‌ به‌ جائي‌ برود و يا از حالي‌ به‌ حال‌ ديگر انتقال‌ پيدا كند. پس‌ سرمايه‌ اول‌ پيدايشنيرويحركت‌ در جسم‌ متحرك‌ است‌، چه‌ حركتتكاملي‌ به‌ معناي‌ دانستن‌ و فهميدن‌ و چه‌ حركتانتقالي‌ از جائي‌ به‌ جائي‌ رفتن‌. سرمايه‌ دوم‌ رفع‌ موانع‌ است‌. هر نوع‌ حركتيموانعي‌ بر سر راه‌ خود دارد. شما كه‌ از جائي‌ به‌ جائي‌ منتقل‌ ميشويد، هواها و فضاها، در و ديوارها، جاذبه‌ ها و اجسام‌ ديگر موانعي‌ هستند كه‌ سر راه‌ شما را ميگيرند. بايستي‌ با رفع‌ مانع‌، جاده‌ سازيكنيد تا بتوانيد به‌ جائي‌ منتقل‌ شويد. حركت‌ به‌ سوي‌ معلومات‌ و معنويات‌ هم‌ همين‌ طور است‌. كسيكه‌ بخواهد به‌ مقامي ‌از علم‌ و دانش‌ برسد موانع‌ بسياريداخلي‌ و خارجي‌ سر راه‌ او را ميگيرد. موانع‌ نفساني‌ مانند كسالت‌ ها و تنبلي‌ و يا خيالاتديگريكه‌ سر راه‌ انسان‌ سبز مي‌ شود. موانع‌ خارجي،‌ انسان‌هائيكه‌ مانع‌ حركتمي ‌شوند يا موانع‌ طبيعي‌ امثال‌ سرما و گرما و خطرات‌ ديگر. هر كس‌ بخواهد به‌ جائي‌ برود و يا به‌ مقامي‌ برسد فوري‌ همان‌ موانع‌ سر راه‌ او نمايشپيدا ميكند. بعضي ‌ها حركت‌ خود را جدّيميگيرند مانع‌ را از سر راه‌ خود برمي‌ دارند و بعضي ‌ها مغلوب‌ آن‌ خطرات‌ و موانع‌ مي شوند، سر جاي‌ خود ساكتمينشينند. خداوند در اين‌ جمله‌ شريفه‌ انسان ‌ها را تشويقميكند، ميگويد به‌ خودتان‌ نگاه‌ نكنيد كه‌ فاقد اين‌ دو سرمايههستيد. نه‌ نيرويحركتداريد و نه‌ هم‌ قدرت‌ مقاومت‌ در برابر موانع‌. به‌ خدا نگاه‌ كنيد. خدا را تكيه‌ گاه‌ خود قرار بدهيد و وقتيكهحركت‌ خود را مثبت‌ و مفيد ميدانيد، توكل‌ به‌ خدا پيدا كنيد و از وظايف‌ خود استقبال‌ كنيد. خداوند هم‌ نيرويحركت‌ به‌ شما مي ‌دهد و هم‌ موانع‌ را از پيش‌ پا بر مي ‌دارد. يعني‌ جاده‌ سازي‌ با خدا است‌. عامل‌ محرك‌ و نيرويحركت‌ در وجود شما، آن‌ هم‌ با خدا است‌. شما به‌ خود نگاه‌ نكنيد. از خدا كمكبخواهيد و كار خود را جدّيبگيريد. لا حول‌ الا بالله‌  يعني‌ فقط‌ خدا بين‌ شما و موانع‌ حائل‌ مي ‌شود و جادّه‌ حركت‌ را هموار ميكند.  و لا قوه‌ الا بالله‌  هم‌ يعني‌ فقط‌ خدا نيرويحركت‌ به‌ شما مي‌ دهد تا بر مشكلات‌ خود فائق‌ شويد و مخصوصا رفع‌ موانع‌ را بر تقويتنيرو مقدم‌ داشته‌ است‌. زيرا ابتدا همان‌ موانع‌ حركت‌ در نظر انسان‌ متحرك‌ جلوه‌ ميكند. خداوند ميفرمايد به‌ موانع‌ حركت‌ نگاه‌ نكن،‌ به‌ خدا نگاه‌ كنكه‌ خدا موانع‌ را بر طرف‌ ميكند، و بعد از راه‌ سازيكه‌ همان‌ رفع‌ موانع‌ است‌ به‌ تو نيرويحركتمي ‌دهد و فكر تو را هدايتميكند تا تو را به‌ مقصد برساند. پس‌ اينذكر شريفيك‌ برنامه‌ عالي‌ و مترقي‌ است‌ كهتماميانسان‌ها را وادار به‌ كار و فعاليتميكند تا زندگي‌ خود را به‌ ثمر برسانند. (تفسیر سوره اسری- جلد دوم)